تبليغاتX
به کجا...

این روزنامه آرشیو ندارد؟!

نوشته شده توسط محمد ع

احمدی نژاد در مناظره با کروبی از روزنامه‏ی اعتماد ملی سخن گفت. البته کروبی فرداشب اعتماد به‏دست آمد تا محمود را رسوا کند.

من که البته از رای اولی‏های محمود حساب میشوم با امید به اینکه محمود اشتباه نکرده و قطعا چنین خبری در روزنامه‏ی کروبی منتشر شده به سایت روزنا(روزنامه اعتماد ملی) رفتم تا در آرشیوش چیزی بیابم.

البته این سایت گویا آرشیو ندارد و نمیشود بیش از چند شماره اش را دید و باین صورت بدیهی است که نتوانم مطلب مورد ادعای محمود را پیدا کنم.

اما خب یک سایت دیگر هست باسم مگ-ایران. این سایت که مطالب روزنامه ها را آرشیو میکند از یک شماره‏ی اعتماد ملی که اتفاقا در اردیبهشت ماه هم چاپ شده، نقلی آورده است از خاطرات راجع بع رئیس جمهور. ببینید:

در اين خاطرات همچنين در خصوص مسائل داخلي منزل احمدي نژاد نيز سخن به ميان آمده است: همسر دكتر از ابتداي زندگي مشتركشان همواره همراه خوبي براي او بوده. در زمان فرمانداري در ماكو به همراه معاونانش، سه خانواده با هم در يك خانه زندگي مي كردند. به خاطر رعايت بحث محرم و نامحرم خانه را با پرده هاي زخيم به چند قسمت تقسيم كرده بودند تا خانم ها راحت باشند.

خب البته در این مطلب توهین آشکاری نیست و از آنجا که مگ-ایران گفته این خبر در صفحه‏ی اول آمده بعید است که عکس خاصی داشته باشد اما به انتهای همین مطلب توجه کنید. آنجا که نوشته است::

 خاطرات ديگري از محمود احمدي نژاد را در روزهاي آينده در اعتماد ملي بخوانيد.

خب با این اوضاع نتیجه گیری میکنم که حذف آرشیو روزنامه اعتماد ملی باید جهت دار باشد. بهر صورت این روزنامه در مورخ نهم اردیبهشت سال جاری طبع شده و محال عقلی نیست مطالبی بهتر و بدتر از این هم در روزهای آتی اش چاپ کرده باشد.

اگر کسی دسترسی به آرشیو آن دارد و یا به کتابخانه ملی دسترسی دارد لطف کند و خبری بیاورد. گرچه از همین الآن هم بر بنده مشخص است که چه کسی دروغگوست.


نذر و نیاز کردیم که مردم محمود را برگزینند تا آنکه باز شاهد دوران ننگین و طلایی اصلاح در کشور نباشیم.

هرچه خدا بخواهد...

یا علی


برچسب ها: نقد و نظر  تاریخ ارسال: جمعه بیست و دوم خرداد 1388  نظر بدهید!

تریبون‏های دانشجویی و مناظره‏های خیابانی

نوشته شده توسط محمد ع

شبکه‏ی سوم سیما برنامه‏ای دارد به نام منطقه‏ی آزاد. در این برنامه یک تریبون در دانشگاه برقرار می‏کنند و بچهَ‏های دانشجو پشت تریبون می‏روند و دل تنگ و گشادشان را خالی می‏کنند.

یکی دو روز پیش(که البته فرقی نمی‏کند که یک باشد یا دو) به همت بچه‏ها این تریبون در دانشگاه برپا شد و فضای باز سیاسی! مطبوعاتی رقم خورد و همه‏ی مشکلات مملکت حل شد.

بنده که نه اهل های و جنجال تریبونی هستم و نه اهل کتک خوردن صرفا بعد از پایان امتحانم رفتم و کناری از برنامه گوشه‏ای اختیار کردم و نشستم. اما امان از این قیافه‏ی منفی و امان از بخت بلند.

دوربین حاشیه پرداز برنامه تا نزدیک بنده آمد و رفیق شفیقمان آقا بهمن هم که در مجاورت ما نشسته بود نطقی کرد و بعد برای اینکه دوربین حاشیه پرداز از من منصرف شده بود و انگار اصلا هم قصد صحبت با من را نداشت به یکبار بهمن به صدا در آمد که های! این رو هم بگیرید. البته در آن ردیف من نفر آخر بودم و دقیقا انگار قصد داشتند که از من فیلمی نگیرند که البت شاید هم بخاطر ریش بود. الله اعلم.

بگذریم. دوربین زوم کرد روی ما و مصاحبه کننده میکروفون را آورد و گفت ایراد بگیر از برنامه. من هم نه گذاشتم و نه برداشتم گفتم برنامه تان زیادی آزاد است و هر که هر چه می خواهد می گوید و هر آماری بخواهد می دهد و کسی هم نیست که آنالیزی ارنجی چیزی بکند. صرفا شما هم انگار میخواهید اینطور باشد که برنامه را اینگونه برگزار میکنید و بهتر است که اصلا اینقدر آزاد نباشد که از اسارت بدتر است.

گفتم میگویند دولت دروغ پرداز است. چه کسی تا حال یک سند مکتوب از دروغ پردازی دولت رو کرده؟ سند کجاست؟ ادعا که زیاد است اما سند کو؟

یکدفعه یکی از دوستانی که بچه ی جهادی است و سابقه ی آشنایی هم داریم در آمد و گفت آمار ثبت و اجرای اختراعات دروغ است با سند و مدرک!

تا آمدم جوا بدهم و حرفی بزنم بلوایی شد و دوربین رفت و خلاصه خودی گل را زد و تمام. البته بعدا جویای قضیه آمار شدم که گویا در تبلیغات گفته بودند ثبت و اجرای اختراعات حدودا پنج برابر شده که باید آمارش را از جایی بگیریم که بدانیم صحیح است و بعد بیاییم بگوییم آمار دولت دروغ است و گویا آن دوست عزیزمان آماری نداشته صرفا می گفته عقلا محال است!

دیشب یک مناظره ی خیابانی داشتیم که من خیلی دوست دارم!

اولش که نمیدانستیم طرفمان کیست. علیرغم اینکه در خیلی موارد اختلاف داشتیم اما بحث خوبی بود. گفتم نسبت مهندس موسوی با آقای تاجزاده چیست؟ گفتن به عنوان یک شهروند با او نسبت دارد. گفتم نسبت آقای تاجزاده با آغاجری چیست وقتی سخنان او را تایید می کند؟ گفتند که اگر قانون حکمی می کند بیایید و او را بگیرید و ببندید. گفتم خب پس وقتی علما متفقا اعلام کنند آقای آغاجری و هرکه چنین سخنانی بگوید مهدور الدم است شما حرفی با علما ندارید؟ گفتند خب فصل الخطاب رهبری است. گفتم بلی ولی اگر من به حکم مرجعم عمل کنم و چند نفری برویم حکم اعدام انقلابی جناب آغاجری و تاجزاده را اجرا کنیم بلا اشکال است. صرفا میگیرند و حدمان میزنند و تعزیر میکنند و دیه می گیریند و زندانی می برند ولی چون همه معاونیم و آمریت ندارد اعداممان نمیکنند. گفتند شما مختارید هر چه میخواهید بکنید!

گفتم پس این حرف مهندس چیست که میگوید آمده ام تا نتظرات علما را در جامعه پیاده کنم؟ گفتند بگذارید جواب بدهم. گفتم امر بفرمایید؛ گفتند اینطور نگویید که خنده ام میگیرد. گفتم : خب امر بفرمایید. گفتند ادامه ی بحث باشد تا فردا.

بنده البته بحث را اینطور جمع بندی کردم که این سخن جناب موسوی یا عوام فریبی است و یا سفاهت. و البته ایشان تایید کردند که بلی تمام گروهها اینطورند و عوام فریبی میکنند، این هم یکی اش. عرض کردم: اما اشتراک نظر ما آنجاست که مهندس موسوی عوام فریبی و دروغگویی کرده بقیه را باید بحث کنیم...

این یک مدل مناظره بود. البته بنده نمیدانم اگر چند نفر با معاونت هم کسی را بکشند (اعدامشان نمیکنند، میدانم مگر تیتر جرم یکی با بقیه فرق کند.) چه بلایی بر سرشان می آید اما به هر رو این بحث بحث جالبی بود.

بحثهای اینچنینی در دانشگاه و غیره آدم را از وادی فکر دور میکند و به آدم میفهماند که جدا تفکر برانگیز ترین مساله این است که ما تفکر نمیکنیم.

امشب مناظره ی محمود و میر است. به میر گفته اند محمود را مسخره کن تا میتوانی. باید ماند و دید. برخی دوستان امروز را برای پیروزی محمود روزه گرفتند. اجرشان محفوظ و سعیشان مشکور ان شاء الله. شما هم دعا کنید که عاقبتمان ختم به خیر بشود. یا علی مددی

برچسب ها: نقد و نظر  تاریخ ارسال: چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388  نظر بدهید!

یادداشتی برای ویژه نامه‏ی آوینی

نوشته شده توسط محمد ع

یادداشت من برای این مطلب البته کمی عجله ای شد و وقت بیشتر نوشتن هم نداشتم؛

اول آنکه "بولدرني" نه و "هولدرلین"...
آوینی=هیدگر نیست، این را هر عقل ناقصی می فهمد، اما اینکه آوینی با هیدگر همدلی ندارد، همدلی چیست؟ هم سخنی کدام است؟
همدلی بدون هم سخنی چطور است؟
آوینی با امام و شهدا همدل است و با ائمه!!!
همدلی با ائمه در زمانه ی عسرت چه معنی دارد؟ همدلی با ائمه یعنی ما با مقصد و منتهی‏ای که ائمه بر آن و در آن و با آن بودند چه نسبتی بر قرار کرده ایم؟
نعوذ بالله. اینگونه مبهم بافی و کلی گویی، از پژوهشگری که اصلا راهی به فلسفه نبرده است اگر جایز باشد از خبرگزاری که در خط و بر خط امام(أن شاء الله) هست بعید می نماید.
عزیزان، کار بزرگیست برای سید شهیدان اهل قلم، قلم زدن، و ویژه نامه در آوردن، دستتان بی درد.
اما خواهش من این است که کسانی تیترها را و مطالب را چک کنند، درست نیست در بحبوحه ی تاخت و تاز جریان روشنفکر بی دین- که منتظر جرقه ایست تا برای از میدان به در کردن هیدگر پوپر را با ویتگنشتاین عوض به جا کند- هیدگر را از دین و انقلاب و همدلی و هم سخنی بدور کنیم و او را بی ارج و منزلت حساب کنیم.
البته توجه داریم که هیدگر هیدگر است و او ... هم تکرار را نمی پسندید و میگفت در اینجا نمی‏هیدگریم!

یا علی مددی

برچسب ها: نقد و نظر  تاریخ ارسال: سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388  نظر بدهید!

چرا نشت نشا موجب درس نخوانی میشود؟

نوشته شده توسط محمد ع


آقا رضای امیرخانی لطف کردند و خزعبلاتی را که راجع به یک اردوی دانشجویی و لزوم تدریس معرفت شناسی مقدماتی در اردوهای دانشجویی نوشته بودم در سایتشان لینک کردند، دستشان بی درد.
اما از آنجا که حضرت ایشان مطلب را ذیل "آنچه در وب درباره ی نشت نشا نوشته اند" آورده بود؛ خواستم یک مطلب قابل تر قلمی-یا شاید کی‏بردی-کنم که حاصلش شده آنچه می‏خوانید.
همین.

ادامه‏ی مطلب

برچسب ها: نقد و نظر  تاریخ ارسال: سه شنبه هجدهم فروردین 1388  نظر بدهید!
فهرست
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
نویسندگان

آرشیو مطالب
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1387
آرشيو

آرشیو موضوعی
نقد و نظر
یک برگ فلسفه
دانشجو
تولید علم

پیوندها
درباره استاد فردید(ره)
سینه سبز(حامد اهور)
محمد رضا باقری
علی خضریان
مسعود
کیان
امید حسینی
روزنامه
طوفان!
داريوش
كتاني!
ناصر حائری

تازه نوشته ها

این روزنامه آرشیو ندارد؟!

تریبون‏های دانشجویی و مناظره‏های خیابانی

یادداشتی برای ویژه نامه‏ی آوینی

چرا نشت نشا موجب درس نخوانی میشود؟

منتظری و جوابیه ای برای سروش

شهر فضايي از آن خداست!

خلاصی از او ممکن نیست/مطلوب هم نیست

قدر آب و کنار فرات

به درک چه نیازیست؟ لذتش رو ببر

بزرگداشت حکیم علامه آقا سید عباس معارف(ره)

مرگ بر ما تا آنجا که اسیر حوالت زمانه هستیم و درود بر ما تا آنجا که می خواهیم از این بند برهیم