تبليغاتX
به کجا...

یادداشتی برای ویژه نامه‏ی آوینی

نوشته شده توسط محمد ع

یادداشت من برای این مطلب البته کمی عجله ای شد و وقت بیشتر نوشتن هم نداشتم؛

اول آنکه "بولدرني" نه و "هولدرلین"...
آوینی=هیدگر نیست، این را هر عقل ناقصی می فهمد، اما اینکه آوینی با هیدگر همدلی ندارد، همدلی چیست؟ هم سخنی کدام است؟
همدلی بدون هم سخنی چطور است؟
آوینی با امام و شهدا همدل است و با ائمه!!!
همدلی با ائمه در زمانه ی عسرت چه معنی دارد؟ همدلی با ائمه یعنی ما با مقصد و منتهی‏ای که ائمه بر آن و در آن و با آن بودند چه نسبتی بر قرار کرده ایم؟
نعوذ بالله. اینگونه مبهم بافی و کلی گویی، از پژوهشگری که اصلا راهی به فلسفه نبرده است اگر جایز باشد از خبرگزاری که در خط و بر خط امام(أن شاء الله) هست بعید می نماید.
عزیزان، کار بزرگیست برای سید شهیدان اهل قلم، قلم زدن، و ویژه نامه در آوردن، دستتان بی درد.
اما خواهش من این است که کسانی تیترها را و مطالب را چک کنند، درست نیست در بحبوحه ی تاخت و تاز جریان روشنفکر بی دین- که منتظر جرقه ایست تا برای از میدان به در کردن هیدگر پوپر را با ویتگنشتاین عوض به جا کند- هیدگر را از دین و انقلاب و همدلی و هم سخنی بدور کنیم و او را بی ارج و منزلت حساب کنیم.
البته توجه داریم که هیدگر هیدگر است و او ... هم تکرار را نمی پسندید و میگفت در اینجا نمی‏هیدگریم!

یا علی مددی

برچسب ها: نقد و نظر  تاریخ ارسال: سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388  نظر بدهید!

چرا نشت نشا موجب درس نخوانی میشود؟

نوشته شده توسط محمد ع


آقا رضای امیرخانی لطف کردند و خزعبلاتی را که راجع به یک اردوی دانشجویی و لزوم تدریس معرفت شناسی مقدماتی در اردوهای دانشجویی نوشته بودم در سایتشان لینک کردند، دستشان بی درد.
اما از آنجا که حضرت ایشان مطلب را ذیل "آنچه در وب درباره ی نشت نشا نوشته اند" آورده بود؛ خواستم یک مطلب قابل تر قلمی-یا شاید کی‏بردی-کنم که حاصلش شده آنچه می‏خوانید.
همین.

ادامه‏ی مطلب

برچسب ها: نقد و نظر  تاریخ ارسال: سه شنبه هجدهم فروردین 1388  نظر بدهید!

منتظری و جوابیه ای برای سروش

نوشته شده توسط محمد ع

پس از آنکه شیخ جعفر سبحانی بدلایلی مباحثه ی کاغذی با عبدالکریم سروش را رها کرد و علامه ی جوادی آملی کتاب پاسخ به شبهات سروش درباره ی وحی را به عربی نوشت، حسینعلی منتظری کتاب پاسخ به اشکالات عبدالکریم سروش را وارد بازار کرد.

هم تیتر کتاب و هم سوتیتر آن بسیار جالب توجه است؛ پاسخ به اشکالات عبدالکریم سروش!

البته چندان دور از ذهن هم نبود و نیست، وقتی که علامه ی جوادی آملی تاثیر شبهات بر اذهان عمومی را دست کم میگیرند و کتاب را به عربی مینویسند و برای ترجمه ی آن چندان تعلل میشود بدیهی است که هر حریف نحیفی به میدان بیاید و در پاسخ به اشکالات طرح شده زبان فرسایی کند. حالیکه اشکالات وارده را هر بچه طلبه یا هر نیمچه آیت اللهی نیز توان پاسخگویی دارد و هرکه نگاهی در حکمت متعالیه یا پایی در اسفار و دمی در تجربه ی دینی داشته باشد یا لا اقل کتابهای مربوط، از اینهمه پژوهشگاه پرخرج مملکت را دیدی زده باشد و عنوان وحی و تجربه ی دینی را جستجو نموده باشد قادر به پاسخگویی به این سوالات خواهد بود که چیزی جز شکسته بسته ای و برداشت ناقصی و عجیب و غریبی از عرفان و امام(!) نیست.

البته در این میانه به یاد خاطره ای از مرحوم علامه ی جعفری می افتم که به هنگامه برگزاری بزرگداشتشان در دولت اصلاحات همین حضرات روشنفکر بی دینی به دیدار ایشان رفته بودند و از وی تقاضا نمودند که در مراسم بزرگداشتشان از بی یار و یاوری و مقام علمی حضرت آیت الله منتظری هم سخنی بگویند که با بی اعتنایی ایشان مواجه شدند، البته مدتی بعد نوار ضبط شده ی جلسه ی کذا -که توسط یکی از اعضای حلقه ی کیان هم ضبط شده بود!- در یکی از نشریات منتشر میشود و بعد از آن بود که جناب سروش علامه جعفری را شخصی بدون سخنی مهم خوانده بود و اصلا جلسه ی کذا را منکر شد و با این حال آن مطبوعه که متن جلسه را طبع نموده بود گفت که برای خواهندگان نوار جلسه ی مزبور را نیز در اختیار دارد!

بدین صورت بود که باز حلقه ی روشنفکری بی دینی در بزرگ کردن بادکنکی حسینعلی منتظری با خنسی برخورد نمود و البته امروز راههای دیگری را برای باد کردن و متورم کردن وی در فضای بی فکری حاکم بر جامعه-که از قضا مولود دولت اصلاحات و حلقات روشنفکری بی دینی است- پی گرفته است.

در هر حال نوشتن کتاب حق الناس توسط محسن کدیور و چاپ این کتابچه ی اخیر که در پاسخ به اشکالات طلبگی استاد سروش دام عزه(!) نوشته شده هم از نظر بنده در همین سمت و سوست.

شاهد بنده برای این مدعا مقدمه ی کتابچه سفیر و صفیر و نیز دیباچه ی آن است که در آن به هندوانه های قابلی برخورد خواهید کرد که برای سروش و منتظری قاچ شده است، و نیز نامه ی طوطی و زنبور سروش خطاب به آیت الله سبحانی که در آن سروش نیز بصورتی تابلو به تمجید از منتظرش پرداخته است.

البته شکافتن بیشتر این قضایا و ارتباطات امثال باقی و کدیور و سروش و الخ با جناب منتظری نیاز به وقتی دارد که الحال در اختیار بنده نیست و بر هر صاحب بصری که در باب خط نفاق در انقلاب مطالعه کند پنهان نخواهد ماند.

والسلام.


برچسب ها: نقد و نظر  تاریخ ارسال: دوشنبه هفدهم فروردین 1388  نظر بدهید!
فهرست
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
نویسندگان

آرشیو مطالب
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
آرشيو

آرشیو موضوعی
نقد و نظر
یک برگ فلسفه
دانشجو
تولید علم

پیوندها
درباره استاد فردید رحمة الله
سینه سبز
محمد رضا باقری
علی خضریان
مسعود
کیان عبداللهي
امید حسینی
روزنامه
طوفان!
داريوش زماني
كتاني!
ناصر حائری
جديداً حاج وحيد! نصيري‌كيا
آقا وحيد حيدري
آقا مجتباي خاكسار

تازه نوشته ها

تفکر و مصائب جهادی فرهنگی

روستايي‌هاي بدون پيچيدگي

جنبش دانشجويي يا نرم‌افزاري

دكترين "آخي بي‌چاره" براي انتقال جهادي فرهنگ

اردوهاي استعماري و انتقال فرهنگ

سه ايراد به آيت الله

تيتر كاسب‏كارانه و فعاليت جانب‏دارانه‏ي يك رسانه

از دولت هري پاتري تا دولت كريمه

این روزنامه آرشیو ندارد؟!

تریبون‏های دانشجویی و مناظره‏های خیابانی

مرگ بر ما تا آنجا که اسیر حوالت زمانه هستیم و درود بر ما تا آنجا که می خواهیم از این بند برهیم