پس از آنکه شیخ جعفر سبحانی بدلایلی مباحثه ی کاغذی با عبدالکریم سروش را رها کرد و علامه ی جوادی آملی کتاب پاسخ به شبهات سروش درباره ی وحی را به عربی نوشت، حسینعلی منتظری کتاب پاسخ به اشکالات عبدالکریم سروش را وارد بازار کرد.
هم تیتر کتاب و هم سوتیتر آن بسیار جالب توجه است؛ پاسخ به اشکالات عبدالکریم سروش!
البته چندان دور از ذهن هم نبود و نیست، وقتی که علامه ی جوادی آملی تاثیر شبهات بر اذهان عمومی را دست کم میگیرند و کتاب را به عربی مینویسند و برای ترجمه ی آن چندان تعلل میشود بدیهی است که هر حریف نحیفی به میدان بیاید و در پاسخ به اشکالات طرح شده زبان فرسایی کند. حالیکه اشکالات وارده را هر بچه طلبه یا هر نیمچه آیت اللهی نیز توان پاسخگویی دارد و هرکه نگاهی در حکمت متعالیه یا پایی در اسفار و دمی در تجربه ی دینی داشته باشد یا لا اقل کتابهای مربوط، از اینهمه پژوهشگاه پرخرج مملکت را دیدی زده باشد و عنوان وحی و تجربه ی دینی را جستجو نموده باشد قادر به پاسخگویی به این سوالات خواهد بود که چیزی جز شکسته بسته ای و برداشت ناقصی و عجیب و غریبی از عرفان و امام(!) نیست.
البته در این میانه به یاد خاطره ای از مرحوم علامه ی جعفری می افتم که به هنگامه برگزاری بزرگداشتشان در دولت اصلاحات همین حضرات روشنفکر بی دینی به دیدار ایشان رفته بودند و از وی تقاضا نمودند که در مراسم بزرگداشتشان از بی یار و یاوری و مقام علمی حضرت آیت الله منتظری هم سخنی بگویند که با بی اعتنایی ایشان مواجه شدند، البته مدتی بعد نوار ضبط شده ی جلسه ی کذا -که توسط یکی از اعضای حلقه ی کیان هم ضبط شده بود!- در یکی از نشریات منتشر میشود و بعد از آن بود که جناب سروش علامه جعفری را شخصی بدون سخنی مهم خوانده بود و اصلا جلسه ی کذا را منکر شد و با این حال آن مطبوعه که متن جلسه را طبع نموده بود گفت که برای خواهندگان نوار جلسه ی مزبور را نیز در اختیار دارد!
بدین صورت بود که باز حلقه ی روشنفکری بی دینی در بزرگ کردن بادکنکی حسینعلی منتظری با خنسی برخورد نمود و البته امروز راههای دیگری را برای باد کردن و متورم کردن وی در فضای بی فکری حاکم بر جامعه-که از قضا مولود دولت اصلاحات و حلقات روشنفکری بی دینی است- پی گرفته است.
در هر حال نوشتن کتاب حق الناس توسط محسن کدیور و چاپ این کتابچه ی اخیر که در پاسخ به اشکالات طلبگی استاد سروش دام عزه(!) نوشته شده هم از نظر بنده در همین سمت و سوست.
شاهد بنده برای این مدعا مقدمه ی کتابچه سفیر و صفیر و نیز دیباچه ی آن است که در آن به هندوانه های قابلی برخورد خواهید کرد که برای سروش و منتظری قاچ شده است، و نیز نامه ی طوطی و زنبور سروش خطاب به آیت الله سبحانی که در آن سروش نیز بصورتی تابلو به تمجید از منتظرش پرداخته است.
البته شکافتن بیشتر این قضایا و ارتباطات امثال باقی و کدیور و سروش و الخ با جناب منتظری نیاز به وقتی دارد که الحال در اختیار بنده نیست و بر هر صاحب بصری که در باب خط نفاق در انقلاب مطالعه کند پنهان نخواهد ماند.
والسلام.