تبليغاتX
به کجا...

از دولت هري پاتري تا دولت كريمه

نوشته شده توسط محمد ع

اسفنديار رحيم‏مشائي، اولين بدترين انتخاب دولت دهم نبود! اصلا انتخابهاي دولت دهم هنوز شروع نشده چرا كه اصلا هنوز دولت دهم شروع نشده!

مشائي كه وارد گود شد بوق‏هايمان را به صدا در آورديم تا بلكه محمود سر عقل بيايد و اسفنديار را به آتش قهر ملت نسوزاند... اما كو گوش شنوا!

اما بنده چند تا تحليل آب‏دوغ‏خياري از اوضاع مي‏كنم كه براي شنيدن بد نيست. مي‏توانيد به هر بند به عنوان يك گزينه نگاه كنيد و يا از بين آنها گزينه‏ي صحيح‏تر را انتخاب بفرمائيد!

اول) بعد از علني شدن نظر رهبر انقلاب درباره‏ي مشائي اوضاع چندان بر وفق مراد نخواهد بود. احمدي‏نژاد بازي جديدي راه انداخته كه قطعا تمام فضاي رسانه‏اي را تحت تاثير قرار خواهد داد. كانون توجهات اين‏بار محمود و اسفنديار خواهند بود نه ميرحسين و هاشمي و الخ!

در اين بازي جديد مشائي تا نزديكي تنفيذ و تحليف دولت دهم برجاي خواهد بود و البته احمدي‏نژاد كماكان از نامه‏ي رهبري اظهار بي‏اطلاعي خواهد كرد. پس از آنكه آبها از آسياب افتاد و دولت دهم به ظهور[!] رسيد، مشائي عزل و احتمالا كردان معاون اول خواهد شد.

اين سناريو البته با خرج از رهبري صورت مي‏گيرد و بايد تذكر داد كه ثمره‏اش تنها تغيير دادن فضاي رسانه‏اي خواهد بود و البته مشخص است كه اين هزينه در برابر آن عايدي خيلي زياد است.

دوم) اسفنديار استعفا مي‏كند و اين البته اصلا امر ميمون و مباركي نيست. چرا كه به جاي آنكه محمود امر رهبري را اطاعت كرده باشد گزينه‏ي منتخب وي پا پس كشيده و اين يعني ولايت پذيري محمود بي ولايت پذيري.

سوم) مشائي با وعده‏ي ظهور قريب الوقوع آقا امام زمان(عج) احمدي‏نژاد را در صحنه نگه مي‏دارد و از آنجا كه صحنه‏ها اغلب بدآموي دارند و صحنه اصلا جاي خوبي نيست و همه جاي آدمي كه در صحنه است معلوم مي‏شود(البته فقط در بعضي صحنه‏ها) همه‏ي 40 ميليون آدمي كه 22خرداد پاي صندوق‏هاي راي آمدند سوراخ‏هاي دولت را مي‏بينند و نهايتا شعار احمدي نژاد راجع به 40ميليون منتقد بصورت 40ميليون مخالف در صحنه‏ي جامعه متبلور مي‏شود.

چهارم) احمدي‏نژاد اسفنديار را از معاونت اولي بركنار مي‏كند و البته آسيب‏هاي اين عدم تمكين را باقي مي‏گذارد و به اين ترتيب به ديگران نشان مي‏دهد كه فشار رهبري مانع اوست و الا...

خب، اين هم از چند گزينه؛

خوب يادم هست كه برخي اوقات گفته مي‏شد دولت نهم دولتي فرديدي است، اين را سروش مي‏گفت(گمانم). بعدها روزنامه‏ي رسي دولت اقبال خاصي به فرديد و فرديديون نشان داد و البته از پديدارشناسي تا هيدگر هم مقبول آن روزنامه شد.

در گام بعد برداشت اول(نشريه‏ي مركز مطالعات و بررسي‏هاي استراتژيك نهاد رياست جمهوري) هم نشريه‏اي فرديدي از آب در آمد و اين سخن را به واقع نزديك‏تر كرد.


اما نظر بنده الحال اين است كه اين دولت نسخه‏ي فشرده‏ي دولت كريمه، دولتي فرديدي يا از اين دست نيست. الحال دولت نهم يك دولت هري‏پاتري‏ست.
 يعني نه تنها از فكر و ذكر و ولايت پذيري معارف است بل دلخوش به نواب خاصه‏اي چون جناب مشائي‏ست تا دولت كذا را از تاريكي جاهليت به امام عصر(روحي له الفداه) نجات دهد و البته در اين راه از تنها چيزي كه مدد نمي‏گيرد خود حضرت است.

بايد ايستاد و ديد.

برچسب ها: نقد و نظر  تاریخ ارسال: چهارشنبه سی و یکم تیر 1388  نظر بدهید!
فهرست
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
نویسندگان

آرشیو مطالب
آذر 1388
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
آرشيو

آرشیو موضوعی
نقد و نظر
یک برگ فلسفه
دانشجو
تولید علم

پیوندها
درباره استاد فردید رحمة الله
سینه سبز
محمد رضا باقری
علی خضریان
مسعود
کیان عبداللهي
امید حسینی
روزنامه
طوفان!
داريوش زماني
كتاني!
ناصر حائری
جديداً حاج وحيد! نصيري‌كيا
آقا وحيد حيدري
آقا مجتباي خاكسار

تازه نوشته ها

خدابیامرز تاریخی

ما بوديم كه مزد مي‏داديم!

تفکر و مصائب جهادی فرهنگی

روستايي‌هاي بدون پيچيدگي

جنبش دانشجويي يا نرم‌افزاري

دكترين "آخي بي‌چاره" براي انتقال جهادي فرهنگ

اردوهاي استعماري و انتقال فرهنگ

سه ايراد به آيت الله

تيتر كاسب‏كارانه و فعاليت جانب‏دارانه‏ي يك رسانه

از دولت هري پاتري تا دولت كريمه

مرگ بر ما تا آنجا که اسیر حوالت زمانه هستیم و درود بر ما تا آنجا که می خواهیم از این بند برهیم