تبليغاتX
به کجا...

سه ايراد به آيت الله

نوشته شده توسط محمد ع

نوشتن درباره علماء غير احمدي‏نژادي در بحبوحه‏ي انتخابات و اغتشاشات البته زياد ممكن و جالب نبود. اما الحال كه گرد و خاكها خوابيده و ميدان از گردنه بگيرها تقريبا(!؟) خالي شده، بهتر است در كنار نگاه به جلو، نيم نگاهي هم به عقب داشته باشيم و ببينيم چه شد و چه كرديم؟

در ميان تمام نطق‏هايي كه بعد از انتخابات ايراد شد، نطق حضرت علامه جوادي آملي(حفظه) در نماز جمعه‏ي برج بعد از انتخابات یک چیز دیگر بود؛ ایشان در خطبه‌ی دوم نماز مزبور فرموده‌اند::

قبل از اسلام کشور هاي متمدن تفکيک قوا داشتند اين تفکيک قوا که مال اين قرن و قرن قبل نيست. در قانون اساسي ما هم هست. 1- کشور متمدن قبل از اسلام داشتند. 2- بعد از اسلام کشورهاي اسلامي دارند. 3- کشور هاي غير اسلامي هم دارند. اين چيز معلوم مي شود که جزو فطرت و بناي عقلاء است.

حالا ما آمديم و گفتيم که فصل الخطاب قانون است هماني که دارد اجرا مي کند، داور است و مي گويد: کار من مطابق قانون است. تطبيق قانون بر کار او به دست اوست. اندراج کار او تحت قانون به دست اوست. اين مشکل آفرين است.

سه مدعا در فرمایش حضرت آیت الله هست::

اول اینکه تفکیک قوا فطری است؛

دوم آنکه تفکیک قوا بناء عقلاست؛

سوم آنکه مجری قانون در انتخابات، خود داور است و اندراج کار و قانون به دست اوست.


اول:: تفکیک قوا چگونه است؟ آیا فطرتا به تفکیک اجرا و تقنین و قضا معتقدیم؟ پاسخ آن است که تفکیک قوای مونتسکیو اصلا بر مبنای فطرت نیست چرا که طبق سخن خود حضرت علامه حوادی در "تفسیر انسان به انسان"؛ فطرت، مشترک بین افراد انسان است و "فطر الناس علیها" یکتایی قطرت انسانی را نشان می‌دهد. بدیهی است که بر سر امر فطری هیچ اختلافی نیست که نیاز به تفکیک قوا برای حل این اختلاف باشد.
دو کس بر امر واحد، در اثر تضاد منافع دچار اختلاق می‌شوند و نفر سوم-که با دو شخص اول هیچ اشتراکی در منافع ندارد-توان قضاوت عادلانه را می‌یابد.

پس تفکیک قوا ذیل غلبه‌ی نفسانیات است که بروز و ظهور می‌یابد؛ نه بر مرّ فطرت.

دوم::حضرت علامه حکومتهای اسلامی{؟!} را در کنار کشورهای غیر اسلامی دارای تفکیک قوا خواندند و بدین ترتیب تفکیک قوا را بنای عقلا دانستند. عرض اینجاست که چرا تفکیک قوا در زمان نبی اکرم(ص) نبود و امر قضا و تقنین و اجرا با ایشان بود و تفکیکی نبود؟ پاسخ همان است که در بند اول آمد یعنی این تفکیک ذیل نفسانیات و غلبه ی نفسانیات است که البته عصمت نبی(ص) باعث بیهودگی این انقسام خواهد بود.
البته بدیهی است که با استدلال حضرت علامه برده‌داری هم در کشور مجاز می‌شود و از بناء عقلا خواهد بود.

سوم:: شورای نگهبان قوه نیست و البته با دولت یکی هم نیست؛ شورای نگهبان منتخب مجلس و رهبری است و دولت منتخب مردم. حالا این دو کجا با هم هم‌پوشی دارند؟

برچسب ها: نقد و نظر  تاریخ ارسال: جمعه شانزدهم مرداد 1388  نظر بدهید!

ما بعد الطبيعه در نظر بوعلي/قسمت سوم مقاله ي ارسال نشده به همايش دكتر فرديد(ره)

نوشته شده توسط محمد ع
كليك كردن روي ادامه ي مطلب خرجي ندارد، بفرماييد...

ادامه مطلب
برچسب ها: یک برگ فلسفه  تاریخ ارسال: یکشنبه نوزدهم آبان 1387  نظر بدهید!

مابعدالطبیعه-قسمت2/مقاله ارسال نشده به همایش دکتر فردید(ره)

نوشته شده توسط محمد ع

متافیزیک در نظر ارسطو در ذیل غفلت تاریخی از وجود

برچسب ها: یک برگ فلسفه  تاریخ ارسال: دوشنبه ششم آبان 1387  نظر بدهید!

مابعدالطبیعه-قسمت اول/مقاله ارسال نشده به همایش دکتر فردید(ره)

نوشته شده توسط محمد ع
نوشتن در باب مرحوم استاد فردید سهل و ممتنع است؛
سهل از آن جهت که در این روزگار، خشت زدن جزء لاینفک سخن ران بودن است و هر کسی درباره ی هر کس و ناکسی اعم از فیلسوف و مقتصد و رئیس جمهور صحبت میکند و بدیهی است که ایراداتی بنیادین نیز بر او وارد می کند!
کم نبوده کتبی که دیده ام در باب فلسفه نفهمی فردید سخن گفته اند و برخی شاهد و مثالشان هم زندیق خواندن سینا و غربزده خواندن صدراست.
بدون آنکه بفهمند فردید درباره ی کدام خدا صحبت میکند و غربزده از دید او کیست و یا چیست؛ اینان غربزدگی را فحش و مصداق سب و لعن میدانند.

این آفت دامن خطبا را هم گرفته و این سببی است برای آنکه نقد به حشو کشیده شود و از فیلسوف آنچه میماند جویده ی قی کرده ی بی ارزشی باشد و نه حاصل فکر یا حتی بالاتر، حاصل فکر و ذکر.

و اما صحبت دریاره فردید ممتنع است از آنجهت که فیلسوف همواره در راه است و این در راه بودن و حرکت داشتن و از باطل سوی حق رفتن سبب آن است که ویژگیهای منظومه فکری وی قابل توصیف نباشد مگر در مواقف و اینطور است که سخن گفتن و بالاتر از آن نوشتن از فردید بسیار دشوار می نماید.

با این اوصاف بدیهی است که جمع اقوال و نقل احوال این نوشتار چندان به طول بینجامد که ما بقی الدهر؛ چه فردید فیلسوف و حکیم است وشناخت فیلسوف بمقتضای تفلسف و حکیم به اقتضای حکمه بدین سادگی و روانی که خطبای بی محابا درباره ی آن میگویند و قلم بدستان جدای از فکر و ذکر میگویند و می نویسند نیست. و این ارزش مقام تفکر و تذکر است و نه دیگر

این مقاله چند قسمت دارد که به تدریج کاملتر میشود؛
الحال در باب مابعد الطبیعه در نظر فلاسفه و حکما نوشته ام و این قسمت مختص به اقوال ارسطوست، بدیهی است که بعد از وی نوبت به فارابی، بوعلی سینا و صدرا و هگل و هیدگر و و الخ خواهد رسید.
که غیر از بخش مربوط به هگل الباقی تقریبا حاضرند و بعدها باید شیخ اشراق را هم بدانها بیفزایم؛ چه هنوز خواندن رسائلش را هم به پایان نبرده ام.
برچسب ها: یک برگ فلسفه  تاریخ ارسال: پنجشنبه دوم آبان 1387  نظر بدهید!

فلسفه چیست؟/قسمت اول

نوشته شده توسط محمد ع
برای اینکه به روال عادی وبلاگ نویسی برگردم این پرسش تمهید خوبی است؛
براستی فلسفه چیست؟

ادامه مطلب...

برچسب ها: یک برگ فلسفه  تاریخ ارسال: پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387  نظر بدهید!
فهرست
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
نویسندگان

آرشیو مطالب
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
آرشيو

آرشیو موضوعی
نقد و نظر
یک برگ فلسفه
دانشجو
تولید علم

پیوندها
درباره استاد فردید رحمة الله
سینه سبز
محمد رضا باقری
علی خضریان
مسعود
کیان عبداللهي
امید حسینی
روزنامه
طوفان!
داريوش زماني
كتاني!
ناصر حائری
جديداً حاج وحيد! نصيري‌كيا
آقا وحيد حيدري
آقا مجتباي خاكسار

تازه نوشته ها

تفکر و مصائب جهادی فرهنگی

روستايي‌هاي بدون پيچيدگي

جنبش دانشجويي يا نرم‌افزاري

دكترين "آخي بي‌چاره" براي انتقال جهادي فرهنگ

اردوهاي استعماري و انتقال فرهنگ

سه ايراد به آيت الله

تيتر كاسب‏كارانه و فعاليت جانب‏دارانه‏ي يك رسانه

از دولت هري پاتري تا دولت كريمه

این روزنامه آرشیو ندارد؟!

تریبون‏های دانشجویی و مناظره‏های خیابانی

مرگ بر ما تا آنجا که اسیر حوالت زمانه هستیم و درود بر ما تا آنجا که می خواهیم از این بند برهیم