تبليغاتX
به کجا...

جنبش دانشجويي يا نرم‌افزاري

نوشته شده توسط محمد ع

اصلا لازم به تكرار نيست كه جنبش دانشجويي در بدنه‌ي مديريتي فعال است، اصلا احتياج به تذكر نيست كه احمدي‌نژاد و برخي وزرا و وكلا از بطن اين جنبشند و روزگاري كار تشكيلاتي اسلامي مي‌كرده‌اند...

همين‌طور احتياحجي نيست كه بگويم جنبش دانشجويي از لحاظ تئوري و نرم افزار تكان محسوسي نخورده و هنوز در طح "باقالي" به سر مي‌برد و اي بسا مشكلات امروز دولتي و مملكتي كه از همين بي‌سوادي نشأت گرفته  مي‌گيرد.

خب، تكليف دولت‌هاي آينده چيست؟ آيا بايد بر همين صراط و سبيل بي‌سوادي و بي‌دانشي پايدار بمانيم؟


چند دليل براي بي‌سواد ماندن جنبش دانشجويي متصور است::

اول) عدم توليد قابل توجه نرم‌افزار در كشور كه طبعا بر ماده خام مطالعه‌ي دانشجويي هم اثر مي‌گذارد و بديهي است كه با رويكرد "پاسخ به شبهات" نمي‌توان توليدي رقم زد و طرحي نو در انداخت گرچه نبايد از نظر دور داشت كه پاسخ به شبهات لازم است.

تبصره‌ي اول) اين رويكرد پاسخ‌دهي و دفع شبهه معلول فضاي كشور و بازي‌هاي سياسي بوده و شايد علماي ما در ريشه دواندن و تبديل آن به اولويت اول نقش تعيين كننده نداشته‌اند و مي‌شود تا حدي آن‌ها را تبرئه هم كرد.

دوم) بازي‌هاي سياسي و پياده نظامي براي احزب كه تئوري نمي‌خواهد!

خيلي تابلو است كه نان به نرخ روز خوري و طمع پست و مقام كه در برهه‌اي از زمان چشم افراد فعال دانشجويي را كور كرد نيازي به تئوري نداشت و وقتي اين افراد كه دغدغه‌مندترين افراد دانشگاهي بوده‌اند نيازي به توليد نبينند مشخص است كه بقيه صرفا سر در كتاب و يا گرم چيزهاي ديگر بوده‌اند فانظر...

سوم) بي حالي و سخنران زدگي و بي‌حالي هم براي خودش بساطي دارد...

كمتر پيش مي‌آيد كه كسي حاضر به هزينه كردن از خودش براي آينده كشور و اسلام و انقلاب و الخ باشد. خب! پرواضح است كه اين بي‌حالي نيروي محرك نيست و البته ترمز است...

در اين ميان سخنران‌زدگي و صرفا گوشِ افاضات سخنرانان معمول دانشگاه بودن هم مزيد بر علل است.


در چند سال اخير گروههايي (مثل علم و دين خودمان) با نظر به توليد و تفهيم و با چشم انداز در دست گرفتن قوا وارد ميدان مطالعاتي شدند و البته مكاتب مختلفي را هم آزمودند و بناي رويين نظام و غرب را نگاهي اجمالي كردند. خب اين احساس نياز و اين شور و همت جاي تقدير دارد اما مشخص است كه بررسي دقيق و موشكافانه‌ي مقولات كلي مثل علم و توليد علم و غيره نياز اساسي است اما خب نياز اوليه نيست.

منظور آنجاست كه نيازي نيست و نبايد اول تمام ريشه‌ي همه چيز را شناخت و بعد به عمل پرداخت. اي بسا نيازهاي مقطعي كه عدم رفعشان ما را با بحرانهاي قريب الوقوع روبرو مي‌كند و تعلل در اجرا و انجام بعضي اعمال كه تمام كشور را رو ب نابودي خواهد كرد.

پس نكته آنجاست كه بايد در كنار شناخت سطحي و اعتماد به گروه‌هايي كه شناخت سطحي از افكار و رويكردها دارند به موشكافي و واكاوي مسائل هم پرداخت.

اما نسبت تشكيلاتي كه اولويت خود را مسائل سياسي مي‌داند با اين مقوله يعني توليد علم چيست؟


برچسب ها: نقد و نظر  تاریخ ارسال: پنجشنبه پنجم شهریور 1388  نظر بدهید!
فهرست
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
نویسندگان

آرشیو مطالب
آذر 1388
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
آرشيو

آرشیو موضوعی
نقد و نظر
یک برگ فلسفه
دانشجو
تولید علم

پیوندها
درباره استاد فردید رحمة الله
سینه سبز
محمد رضا باقری
علی خضریان
مسعود
کیان عبداللهي
امید حسینی
روزنامه
طوفان!
داريوش زماني
كتاني!
ناصر حائری
جديداً حاج وحيد! نصيري‌كيا
آقا وحيد حيدري
آقا مجتباي خاكسار

تازه نوشته ها

خدابیامرز تاریخی

ما بوديم كه مزد مي‏داديم!

تفکر و مصائب جهادی فرهنگی

روستايي‌هاي بدون پيچيدگي

جنبش دانشجويي يا نرم‌افزاري

دكترين "آخي بي‌چاره" براي انتقال جهادي فرهنگ

اردوهاي استعماري و انتقال فرهنگ

سه ايراد به آيت الله

تيتر كاسب‏كارانه و فعاليت جانب‏دارانه‏ي يك رسانه

از دولت هري پاتري تا دولت كريمه

مرگ بر ما تا آنجا که اسیر حوالت زمانه هستیم و درود بر ما تا آنجا که می خواهیم از این بند برهیم