شبکهی سوم سیما برنامهای دارد به نام منطقهی آزاد. در این برنامه یک تریبون در دانشگاه برقرار میکنند و بچهَهای دانشجو پشت تریبون میروند و دل تنگ و گشادشان را خالی میکنند.
یکی دو روز پیش(که البته فرقی نمیکند که یک باشد یا دو) به همت بچهها این تریبون در دانشگاه برپا شد و فضای باز سیاسی! مطبوعاتی رقم خورد و همهی مشکلات مملکت حل شد.
بنده که نه اهل های و جنجال تریبونی هستم و نه اهل کتک خوردن صرفا بعد از پایان امتحانم رفتم و کناری از برنامه گوشهای اختیار کردم و نشستم. اما امان از این قیافهی منفی و امان از بخت بلند.
دوربین حاشیه پرداز برنامه تا نزدیک بنده آمد و رفیق شفیقمان آقا بهمن هم که در مجاورت ما نشسته بود نطقی کرد و بعد برای اینکه دوربین حاشیه پرداز از من منصرف شده بود و انگار اصلا هم قصد صحبت با من را نداشت به یکبار بهمن به صدا در آمد که های! این رو هم بگیرید. البته در آن ردیف من نفر آخر بودم و دقیقا انگار قصد داشتند که از من فیلمی نگیرند که البت شاید هم بخاطر ریش بود. الله اعلم.
بگذریم. دوربین زوم کرد روی ما و مصاحبه کننده میکروفون را آورد و گفت ایراد بگیر از برنامه. من هم نه گذاشتم و نه برداشتم گفتم برنامه تان زیادی آزاد است و هر که هر چه می خواهد می گوید و هر آماری بخواهد می دهد و کسی هم نیست که آنالیزی ارنجی چیزی بکند. صرفا شما هم انگار میخواهید اینطور باشد که برنامه را اینگونه برگزار میکنید و بهتر است که اصلا اینقدر آزاد نباشد که از اسارت بدتر است.
گفتم میگویند دولت دروغ پرداز است. چه کسی تا حال یک سند مکتوب از دروغ پردازی دولت رو کرده؟ سند کجاست؟ ادعا که زیاد است اما سند کو؟
یکدفعه یکی از دوستانی که بچه ی جهادی است و سابقه ی آشنایی هم داریم در آمد و گفت آمار ثبت و اجرای اختراعات دروغ است با سند و مدرک!
تا آمدم جوا بدهم و حرفی بزنم بلوایی شد و دوربین رفت و خلاصه خودی گل را زد و تمام. البته بعدا جویای قضیه آمار شدم که گویا در تبلیغات گفته بودند ثبت و اجرای اختراعات حدودا پنج برابر شده که باید آمارش را از جایی بگیریم که بدانیم صحیح است و بعد بیاییم بگوییم آمار دولت دروغ است و گویا آن دوست عزیزمان آماری نداشته صرفا می گفته عقلا محال است!
دیشب یک مناظره ی خیابانی داشتیم که من خیلی دوست دارم!
اولش که نمیدانستیم طرفمان کیست. علیرغم اینکه در خیلی موارد اختلاف داشتیم اما بحث خوبی بود. گفتم نسبت مهندس موسوی با آقای تاجزاده چیست؟ گفتن به عنوان یک شهروند با او نسبت دارد. گفتم نسبت آقای تاجزاده با آغاجری چیست وقتی سخنان او را تایید می کند؟ گفتند که اگر قانون حکمی می کند بیایید و او را بگیرید و ببندید. گفتم خب پس وقتی علما متفقا اعلام کنند آقای آغاجری و هرکه چنین سخنانی بگوید مهدور الدم است شما حرفی با علما ندارید؟ گفتند خب فصل الخطاب رهبری است. گفتم بلی ولی اگر من به حکم مرجعم عمل کنم و چند نفری برویم حکم اعدام انقلابی جناب آغاجری و تاجزاده را اجرا کنیم بلا اشکال است. صرفا میگیرند و حدمان میزنند و تعزیر میکنند و دیه می گیریند و زندانی می برند ولی چون همه معاونیم و آمریت ندارد اعداممان نمیکنند. گفتند شما مختارید هر چه میخواهید بکنید!
گفتم پس این حرف مهندس چیست که میگوید آمده ام تا نتظرات علما را در جامعه پیاده کنم؟ گفتند بگذارید جواب بدهم. گفتم امر بفرمایید؛ گفتند اینطور نگویید که خنده ام میگیرد. گفتم : خب امر بفرمایید. گفتند ادامه ی بحث باشد تا فردا.
بنده البته بحث را اینطور جمع بندی کردم که این سخن جناب موسوی یا عوام فریبی است و یا سفاهت. و البته ایشان تایید کردند که بلی تمام گروهها اینطورند و عوام فریبی میکنند، این هم یکی اش. عرض کردم: اما اشتراک نظر ما آنجاست که مهندس موسوی عوام فریبی و دروغگویی کرده بقیه را باید بحث کنیم...
این یک مدل مناظره بود. البته بنده نمیدانم اگر چند نفر با معاونت هم کسی را بکشند (اعدامشان نمیکنند، میدانم مگر تیتر جرم یکی با بقیه فرق کند.) چه بلایی بر سرشان می آید اما به هر رو این بحث بحث جالبی بود.
بحثهای اینچنینی در دانشگاه و غیره آدم را از وادی فکر دور میکند و به آدم میفهماند که جدا تفکر برانگیز ترین مساله این است که ما تفکر نمیکنیم.
امشب مناظره ی محمود و میر است. به میر گفته اند محمود را مسخره کن تا میتوانی. باید ماند و دید. برخی دوستان امروز را برای پیروزی محمود روزه گرفتند. اجرشان محفوظ و سعیشان مشکور ان شاء الله. شما هم دعا کنید که عاقبتمان ختم به خیر بشود. یا علی مددی