منتظری درگذشت!

من نمی‏دانم درگذشتن یعنی چه اما می‏دانم که منتظری تمام شد؛ یا حالا به قول دوست‏دارانش(یعنی همان‏ها که از او استفاده می‏کردند) آزاد شد یا هرچیز دیگر. اما مردن که چیز بدی نیست و برای هرکسی مرگ نميرسد و خلاصه مرگ افتخاری‏ست که نصیب هرکسی نمی‏شود.

نمی‏دانم حالا این افتخار به آقای منتظری دست داد یا نه اما برایم خیلی جالب بود که ایشان شاید چندمین پیش بینی امام بودند که درست از آب در آمدند.

غیر از فروپاشی شوروی که طبق پیش بینی امام(ره) رخ داد جناب منتظری هم مشغول گفتن و نوشتن چیزهایی شدند که آخرت‏شان را خراب‏تر کرد. ترّهاتی راجع به ولایت مطلقه و دفاع از حقوق بشر(دفاع از نفس اماره) آن هم در قامت عالم دین و فقیه؛ گمان نکنم چیزی جز خراب کردن آخرت باشد.

رل بازی کردن در نمایش‏نامه‏های سروش و کتاب پاسخ به سوالات(؟!) برای سروش نوشن و ایشان را تلمیذ خود دانستن و دریافت جایزه‏ی حقوق بشر از دست ابراهیم یزدی هم چیزی نیست که در پیشگاه خداوند بتوان به آن افتخار کرد.

کتاب خاطرات کذایی هم البته برای هر عاقلی کفایت می‏کند؛ وقت کسی در کتاب خاطراتش، در شمار اعدامی‏های منافقین هزارتا! تردید می‏کند چطور می‏توان کتاب او را سند و مدرک برای ظلم نظام خواند؟ ستیز باستم البته تیتر ژورنالیستی خوبی‏ست اما این سند تاریخی بالذات مخدوش است.

بگذریم... آقای منتظری رفت؛ خدایش رحمت کند ان شاء الله. اما آن‏چه کرد را تاریخ فراموش نخواهد کرد، ولو خدایش ببخشد.

همین