ممکن الخطا بودن فقها یا تشکیک در مبانی شیعه؟-قسمت آخر+2 در پاسخ به کامنتهای جناب آرمان

جناب آرمان بصورت مجمل مجددا سری جوابهایی ارسال فرموده اند و به دفاع از گفته هایشان پرداخته اند؛
بنده طبق مرام! آنها را منتشر میکنم تا بلکه ایشان دست از شانتاژ برداشته و بجای سخن پراکنی بگذارند بنده به کارهایم برسم!!(این آخری ها كه گفتم شوخی بود یا جدی؟)
ادامه نوشته

من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم!آپدیت شد...

آقا وحید در وبلاگ ارغوان یک برنامه کاری برای خودش مشخص کرده که از جهاتی خیلی خوب است؛
حالا بنده هم برنامه ای مینویسم که امیدوارم بر خلاف بیست و چند سال گذشته عملی بشود!!

اول اینکه پاسخ کامنتهای جناب آرمان را فردا میگذارم که میشود سیزده مهر.
دوم اینکه سه مقاله در مورد دکتر فردید نوشته ام که نیاز به تایپ دارد و به ترتیب پانزدهم تا نوزدهم مهر میگذارمشان روی وبلاگ و میفرستمشان به "آنان که می اندیشند" کانون اندیشه جوان که این بار موضوعش مرحوم استاد فردید است.

بعد هم یک نقدی به هرمینوتیک متاخر دارم که خیلی خلاصه است و اسّ و مُخّ تمام مطالبی است که در باب هرمینوتیک خوانده ام که آنرا تقریبا آبانماه میگذارم!!


بعد التحریر::

چند روزی کانکشن اینترنت نداشتم!

خب دوستان در این مدت خیلی محبت داشتند و بعضا تلفنی از توقف وبلاگی بنده پرسیدند که جای تشکر و امتنان دارد...

اما خب بنده در همین پست عرض کرده بودم که اگر به روال بیست و چند سال گذشته دچار نشوم این برنامه عملی خواهد شد!

اما دلیل ننوشتنم فقط نبودن خط اینترنت نبوده قطعا!

لقمه ای برداشتم که بسی بزرگتر از دهان بود و آن همان نوشتن درباره دکتر فردید بود. خب این مدت یک بازخوانی بر وجود و زمان-هستی و زمان- و متافیزیک چیست و الوهیت و هیدگر و الخ! داشتم و همینطور دیدار فرهی و مفردات و بدایه و منطق صوری خوانساری و غیرو...

و این خود خیلی بیشتر از این تاخیر من زمان میبرد؛

به هر حال مجددا برگشتم و ان شاء الله اگر عمری باقی بود برنامه را به روز شنبه شیفت میدهم یعنی پاسخ جناب آرمان روز شنبه و  بقیه هم به همین ترتیب دچار قرب و بعد میشوند...


همگی موفق باشید.

به شهر بر مي گرديم...

يك هفته اي بود كه به خودمان وعده ي ديدار رهبري را داده بودم و چند هفته اي هم بود كه پيگير گرفتن كارت و رد شدن اسم آنهم از چند جا!! بوديم تا بلكه از يكي يك كارتي به ما برسد و با آن بتوانيم برويم ديدار آقا!

چند قسمت از نمايشنامه اي را كه امشب و امروز عصر بصورت رئال بازي كردم!! و دوستان هم بازي كردند! نوشته ام؛
خواندنش خالي از لطف نيست
ادامه نوشته

مرحبا به مراجع!!

کسی توقع ندارشت...
بعد از اینکه مرحوم فاضل به رحمت ایزدی رفتند جناب مکارم مجتهد بعدی بودند که وقت پخش گسترده رسالات ایشون رسیده بود و هجوم خیل جوانان برای تقلید به ایشان مشهود بود؛
به همین دلیل شهریه ی طلاب ایشون هم کمکی بیشتر شد و ...

دیشب باز نشستم پای تلویزیون تا مطابق شبهای اول ماه رمضان حرص بخورم از گفته های جناب مکارم در باب فلسفه دین که چرا این مباحث را برای عوام میگویند و الخ!

دیدم حضرت ایشان در یک اقدام علی (ع) پسند در عین اینکه بحث را به روز قدس و راهپیمایی پیوند نزد اما چنان از کناره ی جاده ی سیاست در اسلام گذشت که نا خودآگاه شوق و ذوق من هم برای شرکت در راهپیمایی امروز تحریک شد!!

این فن خطابه خوانی و منبری بودن الحق بصورت اتم و اکمل در اختیار فقهای شیعه است و از این حیث باید به نبیّ مکرم(ص) و حضرت ولی عصر(عج) و نائب بر حقش سید علی حسینی خامنه ای(حفظه الله) تبریک فراوان گفت...

روز کدام اسلام؟

روز قدس روز اسلام است و زیرش هم می نویسیم امام خمینی رحمة الله علیه...

روز قدس روز کدام یک از این اسلامهای رنگ رنگی است که از روشنفکران تا فقهای متجدد تا سیاسیون مدعی شاگردی امام(ره) عرضه میکنند؟
کدام اسلام؟

روز قدس روز اسلام ناب است؛
اسلامی که فلسفه و عرفان دارد؛ اسلامی که نه دایرة المعارفی است که همه چیز را توضیح مبسوط و کامل داده باشد و نه چندان صامت است که نیاز باشد نظر دیگری و حوزه ی های معرفتی دیگر را بدان الصاق کرد؛

اسلام همه ی اسلام است و آن چیزی که خود را اسلام میخواند اما دامن از تمام دنیای مردم بر میکشد اسلام نیست و آنها که خود را مسلم بدان میدانند مسلمان نیستند؛
آن اسلام که ادعایی در سیاست و اقتصاد و علم و جامعه و الخ! ندارد هم اسلام نیست، کدام دین اینقدر تنگ دامنه و محدود پذیرفته است؟

اسلام همه ی اسلام است با توضیحات کلیه و داشتن معیار سنجش حق و باطل و دادن وجه تمیز؛
اسلام همه ی اسلام است...

کامنتهای منتشر نشده جناب آرمان قسمت آخر+1!

باز هم جناب آرمان تشریف آوردند و به بنده پاسخهایی دادند؛
بنده چون امروز خیلی بی کار بودم و غیر از رفتن راهپیمایی مشغولیتی نداشتم فی الحال پاسخ میدهم؛

البته میدانم دوستان زیاد به این مطلب سر نمیزنند؛
چون یک کنتور جداگانه برای این مطلب گذاشته ام...
اما به هر حال برای احترام به ایشون و ذات بحث هم که شده این قسمت را هم منتشر میکنم؛

اگر باز هم بینند پایین بود صحبت را خصوصی میکنم یا تمهید دیگری می اندیشم...
ادامه نوشته

کامنتهای منتشر نشده جناب آرمان-قسمت ... آخر!

  خب؛
باز هم اضافه شد!

این نسخه دیگر آپدیت آخر است و بعد از این هنوز کامنت منتشر نشده ی دیگری ندارم؛

از دیروز به امروز هم یک سری بندها اضافه شده که مطالعه اش خالی از لطف نیست؛
در این بحث به آزادیهای وبلاگی و حدود تشکیلات و نظرات عرفانی و برهانی و قرآنی و خلاصه ... پرداخته ام؛
بیراه نیست اگر گفته باشم این پست مجملی است از همه ی آنچه ممکن است درباره اش بنویسم

بخوانید خالی از لطف نیست؛
فقط با اجازه ی جناب آرمان ادعیه و آیاتش را حذف کردم!!

ادامه نوشته

پست های منتشر نشده جناب آرمان-قسمت دوم

علیرغم اینکه خیلی مبسوط تر از اینها میخواستم جوا بدم؛
یعنی دوست میداشتم که در باب روش اجتهادی امام و مساله اجتهاد در برابر نص و حجیت کشف و ارزش آن در اجتهاد+نظر امام درباره کشف و خواب و وارد مطالب جدایی بنویسم؛ اما خب شاید این کامنت جناب آرمان شروع همه ی این بحث ها باشد.

گمانم این پست شامل سه کامنت باشد؛
بخوانید بد نیست؛

ادامه مطلب
ادامه نوشته

همه چیز تقصیر هیدگر است-قسمت اول

چند وقت پیش آقا رضا امیرخانی یک مصاحبه ای در شهروند امروز داشت؛

مصاحبه اش را مثل تک تک ورق های کتابهایش خواندم؛

علیرغم اینکه از این مصاحبه هم مانند تمام نوشتارها و گفتارهایش بوی همدلی می آمد و یکی هم مثل من حسابی لذتش را میبرد؛ یک چند نکته هم فرموده بودند که من باب همدلی بنده یک تقریظکی زده ام!

ادامه مطلب::همه چیز تقصیر هیدگر است-قسمت اول

ادامه نوشته

خدا سید علی را از ما نگیرد

امشب قدر است؛
قدر امشب را باید دانست؛
بگذریم از این قدر ها که همه میدانیم چیست و بگذریم از قَدَر ما که امشب رقم میخورد؛
از همه ی اینها بگذریم؛

روزگار ما روزگار قدر است؛
قدر از آنجا که باید قدر دانست؛
قدر باید دانست از آنجا که در روزگار ما سید علی مرد میدان است؛
اگر نبود سید علی که امروز مردان سیاست ما یا سر در آخور امپریالیزم؛ مجیز گوی دُوَل مترقیه بودند یا سر در جیب بیت المال مجیز گوی دُوَلِ اینطرف آب!
اگر نبود سید علی؛ همچنان بر سر یک جمله ی اسفندیار کابینه؛ همچنان راست و چپ مشغول بودند به گردو بازی...
اگر نبود سید علی دیانت شمع مزار سیاست ما بود.

قدر باید دانست از آنجا که سید علی هست و قدر است و شهادت است و احیا و اشک و جوشن و ایستادن سر سه راه افسریه و نشستن سردوراه.

یا علی مددی