از حاشیه به متن
برای آقا مرتضای عزیز
این بنده زیادی موضوعات را ساده میگیرم و گمان دارم همانقدر که مطلب در نوشتن سادهست، در خواندن هم سادهست!
حالیکه عمرا اینطور نیست و خلایق آنقدر گوششان از حرف خودشان و رفیقشان پر است که اصلا جایی برای شنیدن باقی نمیماند و هرچه هست پاسخ است و نه تأمل.
خود این بنده هم گاهی به این بلیه دو-چهار میشوم و صرفا میافتم در پی پاسخ دادن...
اما این پست آزاد اندیشی که نوشتم صرفا تأملی بود بر آنچه عزیز شفیقی گفت و من شنیدم، و دو-روزی هم فکری شدم که حرف صحیح است یا سقیم و درست است و یا غلط...
تأملی کردم و آن مطلب کذا شد حاصل کار.
اما رفیق نیکو سیرتی که قبلا خاطرهی خوبی از گفتگو با او دارم اتفاقا این بنده را در این دهات دیجیتال پیدا کرده و بعد از یک سال خاطرهی آن مطلب را زنده کرده، هیچ! یک سری تأملات جدید هم به میان آورده که شنیدنش خالی از لطف نیست.
من به جواب دادن یا ندادن به این فرمایشات نمیاندیشم. و دوستتر میدارم که یک مدتی محض ادای آزاداندیشی هم که شده این فرمایشات روی این نیمچه بلاگ باشد. بهزودی زمانی خواهد رسید و اگر عمری بود خواهم خواست تا چیزی برایش بنویسم و عرض و مقصودم را برایش روشنتر کنم.
و هو المستعان.
-----
برای دیدن ادامهی مطلب، واضح است که باید روی تیتر کلیک بفرمایید.