الآن ديگر تقريبا همه فهميده‏اند كه تقلب در انتخابات يك شعار بود و حتي سعي‏اي در اثبات آن از طرف مدعيانش نشد.

اما نمي‏دانم چرا ديگر حرفي از تقلب از دهان مدعيان بيرون نمي‏آيد و اين شبهه ديگر مطرح نمي‏شود؟

اينجا مي‏خواهم يك پرسش مطرح كنم و جواب بدهم شايد دوباره كسي بر مستندات تقلب تفكر بكند و بفهمد چطور يك عده سبزك ملت را به بازي و مسخره گرفتند::

من نمي‏دانم كه آيا دقيقا هشت نفر از چهارده نفر شوراي نگهبان درباره‏ي راي دادن به احمدي‏نژاد اظهار نظر كرده‏اند يا تعدادي غير از اين. اما در اين مدت بعد از انتخابات خيل كثيري از دوستان بودند كه به هنگام صحبت از اين موضع‏گيري افراد شوراي نگهبان به عنوان حجتي براي تقلب و تخلف در انتخابات ياد مي‏كردند و مي‏فرمودند با اين اوصاف بايد به جامعه حق داد كه به انتخابات مشكوك باشد.

حالا سوال!

آيا مي‏شود كه اعضاي شوراي نگهبان در مورد انتخاب فرد براي انتخابات رياست جمهوري دهم بي‏نظر بوده باشند؟ بالاخره اعضاي شورا يا طرفدار موسوي بودند يا كروبي يا احمدي‏نژاد يا ... يا آراي باطله...

از اين حالات كه خارج نيست؟ هست؟

حالا سه حالت پيش مي‏آيد‎؛ يا اكثريت اعضاي شورا طرفدار يك كانديداي خاص هستند يا اينكه نصف به نصف!(تثليث ممكن نيست مگر اينكه يكي دو تا از اعضا را به نسبت مساوي تقسيم كنيم در بقيه حالات زوج هم همان حالت نصف به نصف پيش مي‏آيد) يعني نصفي طرفدار يك كانديدا و نصفي طرفدار كانديدايي ديگر...

اگر نصف نصف باشند كه فرض تقلب منتفي‏ست يعني شورا براي تقلب در انتخابات به اجماع نمي‏رسد!

نتيجه اينكه اگر اكثريت شورا با يك نفر موافق باشند حتما در آن انتخابات تقلب خواهد شد! با اين فرض چه فرقي مي‏كند كه آن نفر را اعلام بكنند يا نه! هركدام از اعضاي شورا رايي دارند و قطعا اكثريتي در شورا طرفدار يك كانديداي خاص هستند اما خيلي مضحك است كه از اين فرض به اين حكم برسيم: حتما شوراي نگهبان به نفع كانديداي مورد اجماع تقلب مي‏كند!

اگر اين فرض و حكم را بپذيريم ديگر سنگ روي سنگ بند نمي‏شود و من‏بعد بايد تمام افراد سرصندوقي از معلمان و معتمدان و غيره تا وزارت كشور و مجلس و الخ را هم متهم كنيم و حتي بگوييم در تمام نظام‏هاي دموكراتيك هم چون(لا جرم) اكثريت سيستم برگزار كننده‏ي انتخابات طرفدار يك فرد هستند پس حتما در آن انتخابات‏ها هم تقلب مي‏شود.

با اين اوصاف اكثريت برگزار كننده‏ي انتخابات به نفع كانديداي خودشان در حق راي مردم جفا خواهند كرد.

اين مكانيكي نگاه كردن و تقسيم كردن خيلي احمقانه است و بايد به كساني كه اينطور حرف مي‏زنند گفت شما آدم‏ها را با پرتقال اشتباهي گرفته‏ايد و راي را بمثابه وزن پرتقال فرض كرده‏ايد. اينطور نيست كه اعضايي از شوراي نگهبان كه موافق گزينه‏ي اجماعي نيستند در صورت مشاهده‏ي تقلب ساكت بنشينند و نگاه بكنند و در آخر هم مهر تاييد به انتخابات بزنند. آدم‏ها فقط يك راي نيستند‎؛ آدم‏ها پرتقال نيستند كه راي‏شان مساوي وزن‏شان باشد.

خلاصه اينكه اگر شوراي نگهبان متهم به اعلام حمايت باشد از آن نمي‏توان نتيجه گرفت كه اين شورا در انتخابات تقلب كرده است. چون بالاخره اكثريتي از شورا همواره طرفدار يك گزينه خواهند بود(اگر نباشند كه فرض نقض مي‏شود) پس لزوما در همه‏ي انتخابات‏ها تقلب در كار است و اين شبهه منحصر به شوراي نگهبان ما نيست و در هر نظام دموكراتيكي قابل تعميم است.

همين